YYYYYYYYYYYY
هيچ بهانه اي نيست براي نوشتن ...!
ولي حالا که مي شه برايِ تو نوشت ، بهترين بهانه ای براي نوشتن...
خيلي دوست دارم خيلي زياد
براي تو مي نويسم که معني عشقي براي من و عشق رو باتو حس کردم
دوستت دارم دوستت دارم
بيش تر از معناي واقعي كلمه دوست داشتن!
دوستت دارم همچو طلوع خورشيد در سحر گاه عشق!
دوستت دارم باتمام وجودم، با احساس پر از محبت
دوستت دارم بيش تر از آن چه تصور مي كني!
نمي دونم ...
فقط دوست دارم با معني بيشتراز دوست داشتن
همه دنياي مني...





تـمـاشايی تــريـن تـصـويــر دنـيـا مـی شـوی گاهی
دلم می پاشد از هم بس که زيبا می شوی گاهی
حـضـور گـاهـگـاهـت بـازی خـورشيـــد بـا ابــر اسـت
که پنهان می شوی گاهی و پيدا می شوی گاهی
به ما تا می رسی کـج می کنـی يکـبـاره راهـت را
ز ناچاريـست گر هم صحبـت مـا می شـوی گاهی
دلـت پــاک اسـت امــا بــا تـمــام ســادگــيــهــايـت
بـه قــصـد عاشــق آزاری مـعـمـا می شـوی گاهی
تـو را از ســرخی سيـب غـزلهــايم گـريــزی نيست
تــو هــم ماننـد حـــوا زود اغـــوا می شـوی گاهی








گفته بودم كـه اگر بوسه دهي توبـه كنم
كـه دگـر بـاره از اين گـونـه خطـاهـا نكنم
بوسه دادي و چو برخواست لبم از لب تو
توبـه كـردم كـه دگـر تـوبـه بي جـا نكنـم

اولين نامه من...
اولين نامه تو.....
اولين برگ سفر نامه عشق من و توست.
و در اين پندارم....كه اگر عشق سر آغاز وجودست.. كه هست...
آخرين نامه من....
آخرين نامه تو....
آخرين برگ وجود من و توست..

بر ماسه ها نوشتم
درياي هستي من
از عشق توست سرشار
اين را بياد بسپار
بر ماسه ها نوشتي
اي رهسپار شيرين
اين ارزوي پاكيست

تو تنهايي
ومن صد بار تنهاتر
تو ميداني كه من جز با تو
با هر كس كه باشم...باز تنهاييم
تو ميداني كه اين بغض فرو خورده
به جز بر شانه هاي استوارت
جاي ديگر وا نخواهد شد
و ميداني كه من يك عمر چشمانم به در بودست....
دلم امروز ميخواهد
كه اين را هم بداني كه......
دگر ناب توانم نيست
ببين سردي زمستان دستانم را خجل كرده
وحتي اشك هم ديگر...
تسلي بخش غمها نيست
بيا كه ديگر از دست خيالت هم گريزانم
بيا كه سخت تنهاييم
YYYYYYYYYYYY